رمان وقتی برای تو وقتی برای من: فصل ۳ تا ۱۵ - قسمت پایانی

رمان وقتی برای تو وقتی برای من هم در اینجا به پایان میرسه، با سه قسمت آخر همراه باشید:

بعد از چند ماه دوری با تنی لرزون و سری افکنده وارد اتاق محراب میشم. با قدمهایی خجول به سمت کمد حرکت می کنم، باور به بخشایش دارم که این چنین با جسارت خودم رو برای درک بهتر حضورش آماده می کنم. با باز شدن کمد نفسم حبس میشه، دستان لرزونم رو برای برداشتنش جلو می برم، بوسه ای روش میزارم و برای لحظاتی پیشونیمو روش نگه می دارم...
کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را؟ / کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را؟
نفسم رو با رها کردن اشکام آزاد می کنم... در حضور این کتاب آسمانی گویا، من ترجیح میدم سکوت کنم...
با اشتیاقی ناب پای سجاده ی پهن شدم می ایستم، دستامو تا کنار صورتم بلند می کنم اما به یکباره متوقفم میشم... از کجا شروع کنم؟ بعد از چند ماه دوری باز هم از غم و درد بگم؟ نماز وقتم رو بخونم یا برای نجاتم دست به دعا بشم؟ برای وجودی که لحظه به لحظه مراقبم بود و من ندیدم باید باز هم از خودم بگم؟
اون جا که عشق باشد درد از اثر بیفتد / اون جا که درد نبود کس در پی دوا نیست
نیت می کنم، برای بخشایشم... قسم می خورم، به بزگیش...

[ شنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ تینـــا ] [ ]

رمان وقتی برای تو وقتی برای من فصل هشت تا دوازده

با فصل های ۸ تا ۱۲ رمان وقتی برای تو وقتی برای من همراه باشید و لذت ببرید.

خیلی وقت بود متوجه غرور چشمات شده بودم... می دونستم داری فکر می کنی دیگه می تونی از پس شوهرت بربیای... بهت گفته بودم غرور چشمات می ترسوندم... نگفتم؟... چند بار گفتم نباید جلوش دربیای؟ تو قول داده بودی که فقط یاد بگیری از خودت دفاع کنی... فکر کردی با سه چهار ماه مبارزه می تونی از پس نره غولی مثل اون بربیای؟ بهت گفته بودم تا جایی که می تونی از هوش و سلاح زنونت استفاده کن ولی تو زدی زیر قولتو ضربشم خوردی... اما ریحان!با صدای خندش سرمو از رو زانوهام بلند می کنم...

[ جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ تینـــا ] [ ]

رمان وقتی برای تو وقتی برای من فصل ۱۱ تا ۱۵

با قسمت ۱۱ تا ۱۵ رمان وقتی برای تو وقتی برای من همراه بشید

و لذت ببرید

[ سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۱ ] [ تینـــا ] [ ]

رمان وقتی برای تو وقتی برای من فصل ششم تا دهم

با رمان رمان وقتی برای تو وقتی برای من همراه باشید

فصل ششم تا فصل دهم

[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۱ ] [ تینـــا ] [ ]

رمان وقتی برای تو وقتی برای من-  از مریم: فصل یکم تا پنجم

رمان وقتی برای تو وقتی برای من

نوشته: مریم

قسمت ۱تا قسمت ۵

[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۱ ] [ تینـــا ] [ ]