♀رمـــــان هـایـــ عـاشـقــــانـــــه♂

roman love

رمان عشق و احساس من

فصل 13

تموووووووممممممم شد (فصل آخر)

 


مطالعه کردن این فصل..

130-رمان عشق و احساس من

[ شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 6:56 ] [ تینـــا ]

[ ]

رمان عشق و احساس من

فصل 12


مطالعه کردن این فصل..

130-رمان عشق و احساس من

[ جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 23:59 ] [ تینـــا ]

[ ]

رمان عشق و احساس من

فصل 11

اینم یه فصل یازده


مطالعه کردن این فصل..

130-رمان عشق و احساس من

[ جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 23:50 ] [ تینـــا ]

[ ]

رمان عشق و احساس من

فصل 10


مطالعه کردن این فصل..

130-رمان عشق و احساس من

[ پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 23:46 ] [ تینـــا ]

[ ]

رمان عشق و احساس من

فصل 9


مطالعه کردن این فصل..

130-رمان عشق و احساس من

[ پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 21:43 ] [ تینـــا ]

[ ]

رمان عشق و احساس من

فصل 8


مطالعه کردن این فصل..

130-رمان عشق و احساس من

[ پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 12:2 ] [ تینـــا ]

[ ]

رمان عشق و احساس من

فصل 7


مطالعه کردن این فصل..

130-رمان عشق و احساس من

[ چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 12:34 ] [ تینـــا ]

[ ]

[ سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 19:22 ] [ تینـــا ]

[ ]

[ سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 13:7 ] [ تینـــا ]

[ ]

[ دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 13:3 ] [ تینـــا ]

[ ]

رمان عشق و احساس من (آبی به رنگ احساس)

فصل 2


مطالعه کردن این فصل..

130-رمان عشق و احساس من

[ یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 12:40 ] [ تینـــا ]

[ ]

رمان عشق و احساس من (آبی به رنگ احساس)

دانلود-رمان-چشم-سفید-برای-موبایل-pdf
برای دانلود جلد اول روی این کلیک کنید :

رمان عشق و احساس من برای موبایل و کامپیوتر pdf,android apk

جلد دوم

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟
مثل آرامش بعد از یک غم
مثل پیدا شدن یک لبخند
مثل بوی نم بعد ازباران
درنگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟
من به آن محتاجم !

خلاصه :

         خلاصه رمان " آبی به رنگ احساس من " : ( جلد اول ) همه چیز رو درمورد بهار خونید و با مشکلات و احساسش اشنا شدید..خب اینجا هم ادامه ش رو میذارم..منتها هیجانی تر  ..در ( جلد دوم ) می خونید که :
بهار همون شبی که می خواد صندوق رو باز کنه و بفهمه منظور مادرش از بیان اون حرف ها چی بوده..ناگهان برق ها قطع میشه..رعد برق شدیدی می زنه..شدت باران زیاد بوده..بهار می ترسه..برای اولین بار از وقتی تنها شده می ترسه..میره بیرون که از همسایه شون کمک بگیره..از صدای رعد وبرق وحشت داشته..ولی همین که قدم به داخل کوچه میذاره و جلوی خونه ی همسایه می ایسته..ناگهان دستی جلوی دهانش رو می گیره و..
در ادامه می خونید که بهار توسط کیارش به دبی فرستاده میشه..قراره به یکی از شیخ های پولدار عرب فروخته بشه..به خاطر زیبایی که داشته همه خواهانش بودن..اونجا با مردی به اسم" پارسا شاهد "اشنا میشه..البته اشنایی که نه..پارسا شاهد می خواد بهار رو بخره..مرد جوانی خوش پوش و جذاب و بسیـــار زیاد پولدار که دو رگه..از پدر ایرانی واز مادر عرب..جذابه و مغرور..همیشه دنبال بهترین هاست..کسی که خیلی سخت میشه جلوش بایستی..و معلوم نیست چی پیش میاد..ایا بهار قسمت این مرد جوان میشه یا اینکه..
توی این رمان قراره اتفاقات زیادی بیافته..اتفاقاتی که سرنوشت بهار رو تغییر میده..یکی از همون اتفاقات فرستاده شدن بهار به دبی هست..و اتفاق دیگری که می تونه برای بهار سرنوشت ساز باشه اسراریه که در اون صندوقچه نهفته..ولی ایا دستش به اون صندوقچه می رسه؟..یا اینکه ناخواسته مسیر زندگیش تغییر می کنه و اون هم طبق همون چیزی که در اون صندوق هست؟..اریا کمکش می کنه؟..بر می گرده؟..سرنوشت این دو چی میشه؟..


مطالعه کردن این فصل..

130-رمان عشق و احساس من

[ یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 10:55 ] [ تینـــا ]

[ ]

فصل ۷

تمومممممممممممممممممم


مطالعه کردن این فصل..

130-رمان عشق و احساس من

[ دوشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 12:32 ] [ تینـــا ]

[ ]

[ دوشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 12:30 ] [ تینـــا ]

[ ]

[ دوشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 12:27 ] [ تینـــا ]

[ ]

[ یکشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 18:56 ] [ تینـــا ]

[ ]

[ یکشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 12:46 ] [ تینـــا ]

[ ]

[ شنبه دهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 12:23 ] [ تینـــا ]

[ ]

رمان:عشق و احساس من

نوشته:fereshteh27

عاشقانه..کل کل..هیجانی..پلیسی

خلاصه رمان (عشق و احساس من) :داستان درباره ی دختری به اسم بهار است که با مادرش زندگی می کنه..وضعیت زندگیشون زیاد خوب نیست تا حدی که اون مجبور میشه به محض اینکه دیپلمشو گرفت بره تو یه شرکت و بشه منشی اون شرکت..به خاطر زیبایی که داشته پسر رییس شرکت کیارش صداقت میاد خواستگاریش که بهار هم با اینکه علاقه ای به اون نداشته به خاطر وضعیتشون درخواستشو قبول می کنه و نامزد می کنند ..تو سفری که به شمال داشته با مرد جوونی رو به رو میشه که..اون هم کسی نیست جز سرگرد آریا رادمنش..توی مدت نامزدیش با کیارش خیلی اذیت میشه و ناخواسته و ناغافل مسیر زندگیش تغییر می کنه..البته در این بین سرگرد اریا رادمنش هم همراهشه..
و ادامه ی ماجراهایی که قراره توی این رمان برای بهار اتفاق بیافته..اتفاقاتی تلخ و شیرین..پر از فراز و نشیب که زندگی ساده ی بهار رو دست خوش تغییراتی قرار میده که بهار هرگز فکرشو هم نمی کرد زندگیش اینطور متحول بشه..
داستانی از عشق و دوست داشتن.. از یه دختر ساده با ظاهر و باطنی پاک و زیبا که تقدیر خواب های زیادی براش دیده و بهار باید با اون ها رو به رو بشه ولی اون تنها نیست..
امیدوارم از خوندنش لذت ببرید..

فصل ۱

نظر فراموش نشه؟

 


مطالعه کردن این فصل..

130-رمان عشق و احساس من

[ شنبه دهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 12:19 ] [ تینـــا ]

[ ]



نودهشتیا,خارجی صحنه دار,مودب پور,آنلاین,رمانسرا,نگاه دانلود,رمان,کوتاه خارجی,pdf,www.98ia.com